به مناسبت لغو معاهده موشك هاى ميان برد بين امريكا وروسيه

به مناسبت لغو معاهده موشك هاى ميان برد بين امريكا وروسيه .برگشت جو خصومت بين كره شمالى وامريكا .صف بنديهاى جديد وناتو اسلامى وبه ميان امدن مجدد بحث نزديك بودن جنگ سوم جهانى

سهم دينداران كج انديش :

اگر بشريّت به تضادّ فلج کننده ای دچار گشته بايدبخود بنگرد و غفلت خويش را بياد آورد و به نداهای گمراه کننده ای که به آن دل بسته بينديشد و متوجّه شود که چگونه بنام دين اينهمه سوء تفاهم و سرگردانی
وآشفتگی بوجود آمده است.کسانيکه چشم بسته و خود خواهانه اصرار بمعتقدات مخصوص و محدود خود و تفاسيری غلط و ضدّ و نقيض از کلام پيغمبران خدابه پيروان و مريدان خويش تحميل نموده اند مسئوليّت سنگينی در ايجاد اين سر گردانی و آشفتگی دارند علی الخصوص که اين آشفتگی بر اثر موانع و سدهای مصنوعی که ميان عقل و ايمان و علم و دين برپا گشته غليظ تر و شديد تر ميگردد
ص ٨
چون با نظر انصاف در کلام مؤسّسين اديان بزرگ تحقيق شود و محيط اجتماعی زمانی که آن بزرگواران برسالت خويش پرداخته اند در نظر آيد معلوم ميگردد که
اين مشاجرات و تعصّباتی که سبب تدنّی جامعه های دينی و بالنّتيجه تدنّی تمام شئون انسانی گشته در پيشگاه دين مردود است . شاهدی که نظر مذکور را تأييد ميکند آنکه در تمام اديان بزرگ جهان اين پند مکرّر آمده که آنچه بخود نمی پسندی بديگری مپسند و اين تعليم از دو طريق مؤيّد آن نظراست يکی آنکه جوهر و چکيدهء مفاهيم اخلاقی و آشتی بخش تمام اديان است در هر زمان و مکان که ظاهر شده باشند و ديگر آنکه نفس اين تکرار جنبهء وحدت اديان را که حقيقت ذاتی آنهاست به ثبوت ميرساند حقيقتی که مع الاسف بشر با تعابير نارسا و نادرستی در تفسير تاريخ بکلّی ازدرک آن غافل مانده است . اگر نوع بشر مربّيان روحانی عصر طفوليّت خويش را باديدگانی واقع بين مينگريست و در فطرت حقيقی آنان بعنوان وسائط بنای تمدّن عالم غور و تحقيق ميکرد يقيناًاز نتائج و ثمرات ظهور پی در پی آنان بهره ای صد چندان ميگرفت . افسوس که چنين نشد .احياء حميّت مفرطه از جانب متعصّبان مذهبی راکه حال در بسياری از نقاط جهان بوجود آمده نبايد
چيزی جز سکرات موت شمرد زيرا نفس عنف و تعدّی و تجاوزکه همراه اينگونه نهضت ها است خود نشانهء ورشکستگی و افلاس آنهاست . واقعاً از غم انگيز ترين و عجيبترين خواصّ اين تعصّبات مذهبی آنست که هم ارزش کمالات معنوی را که اسباب حصول وحدت عالم انسانی است پايمال ميکند و هم موفّقيّت
ص ٩
اخلاقی و معنوی را که نصيب هر يک از آن اديان گشته خوار و بی اعتبار ميسازد .دين قطع نظر از اينکه قوّه ای حياتی در تاريخ بشری بوده و قطع نظر از احياء تعصّبات جائرانهء مذهبی در اين ايّام، در نظر عدّه روزافزون مردم جهان امری لغو و باطل و در قبال حلّ مشکلات دنيای جديد بسيار نارسا بشمار آمده است .

سهم بى اعتنايان به دين وبى دينان افراطى:

لهذا مردم يا در پی کسب لذّات و ارضاء شهوات مادّی رفته اند و يا مرامهای ساختهء بشررا جانشين دين ساخته اند و آنها را سبب نجات جامعه از يوغ کمر شکن شرّ و فساد دانسته اند . امّا افسوس تقريباً همهء اين مرامها بجای آنکه مفهوم وحدت عالم انسانی رادر بر گيرد و به ترويج توافق و آشتی در ميان مردم مختلف پردازد ، از طرفی از حکومت های ملّی بتُی ساخته و ساير مردم جهان را منقاد و مطيع يک ملّت يا يک نژاديا يک طبقه قرار داده و مباحثه و مبادلهء افکار راممنوع و متوقّف دانسته و مليونها مردم گرسنه را بيرحمانه رها کرده تا قربانی معاملات خود سرانهء بازار های جهان گردند که خود باعث تشديد مصائب اکثريّت نوع بشر گشته است و از طرف ديگر اجازه داده است که عدّه قليلی از آدميان درثروت و رفاهی غوطه ور شوند که آباء و اجداد شان حتّی خوابش را هم نمی ديده اند .چه رقّت انگيز است کار نامهء مرامهائی که اصحاب عقل و دانش اين جهان بجانشينی دين ساخته و پرداخته اند .قضاوت قاطع و ثابت تاريخ در بارهء ارزش آن مرامها را بايددر يأس و حرمان انبوه مردمانی جستجو نمود که در محراب آن مرامها نماز ميگزارند . اين مرامها که دهها سال توسّط نفوسی که از اين ممرّ در جامعهء انسانی مقام و منصبی يافته
ص ١٠
و با قدرتی بی حدّ و حصر و روز افزون به اجرای آنها پرداخته اند چه ثمر داشته و جز مفاسد و امراض اقتصادی و اجتماعی مهلکی که در اين ساليان اخير قرن بيستم هر گوشه جهان را مبتلا ساخته چه نتيجه ای ببارآورده است ؟ تمام اين مصائب ظاهری يک ضرر و آسيب معنوی داشته که انعکاسش در لاقيدی و بی مبالاتی متداول کنونی و نيز در خاموش شدن شرارهء اميد در قلوب مليونها نفر از مردم محروم و بلا کشيدهء جهان بخوبی ديده ميشود .ديگر وقت آن فرا رسيده تا بحساب مروّجين مرامهای مادّی، چه در شرق و چه در غرب چه منسوب به کاپيتاليسم و چه به کمونيسم، که مدّعی رهبری اخلاقی جهانيان بوده اند رسيدگی کرد و پرسيد که آيا جهان جديدی که اين مرامها وعده داده بودند در کجاست ؟ آيا صلح جهانی که دعوی تحصيلش را داشته و خود را وقف آن ميشمرده اند چه شد ؟ آيا وصول به مرحلهء پيروزی های فرهنگی که ميگفتند بر اثر تفوّق فلان نژاد و فلان کشورو فلان طبقه از طبقات بشر حاصل ميشود بکجا انجاميد ؟چرا اکثريّت مطلق جمعيّت جهان در اين زمان بيش از پيش در گرسنگی و بدبختی غوطه ورند و حال آنکه ثروتهای نا محدودی که حتّی فرعون ها و قيصرها و يا حتّی امپراطوريهای قرن نوزدهم خوابش را هم نمی ديدند اينک در دست حاکمان امور بشری انبار شده است ؟ باری ريشهء اين خطا را که ميگويند نوع انسان ذاتاً و قطعاً خود خواه و متجاوز است بايد در اين نکته دانست که دنيا دوستی و مادّيّت پرستی که موجد و مولّد و در عين حال صفت مشترک جميع آن مرامها است مورد تمجيد و تقدير واقع
ص ١١
شده و همين جاست که بايد زمينهء بنای يک جهان جديد را که شايستهء فرزندان ما باشد پاک و هموار ساخت .

راه حل چيست؟:

اينکه مقاصد و اهداف مادّی نتوانسته است حاجات
بشر را روا نمايد امريست که به تجربه رسيده و نفس اين تجربه بايد ما را بر انگيزد تا برای يافتن راه حلّ مشکلات مهلک جهان کوشش های ديگر تازه ای مبذول داريم . شرائط تحمّل ناپذيری که جامعهء بشری را فرا گرفته همه از شکستی مشترک حکايت ميکند و اين وضع بجای آنکه گروه های متخاصم بشر را که در مقابل هم سنگر گرفته اند تشويق به آرامش و دوستی کند تهييج و تشويق به خصومت ميگرداند .پس اين مرض را علاجی کلّی و فوری بايد يافت و درمان اين درد در رتبهء اوّل مربوط به طرز فکر جهانيان است . بايد ديد که آيا بشر در غفلت و سرگردانی خويش همچنان مداومت ميورزد و به مفاهيم کهنه و مندرس و خيالبافی های غير منطقی تمسّک ميجويد ياآنکه رهبران بشر پيرو هر مرام و آئينی که باشندحاضرند قدم همّت به پيش نهند و با عزمی راسخ و مشورت يکديگر متّحداً به حلّ معقول مشکلات پردازند ؟چه نيکوست که خير انديشان و خير خواهان نوع انسان باين پند گوش فرا دهند :» اگر مرامهای مطلوب نياکان و مؤسّسات دير پای پيشينيان و اگر بعضی از فرضيّات اجتماعی و قواعد دينی از ترويج منافع عمومی عالم انسانی عاجزند و حوائج بشر راکه دائماً رو به تکامل ميرود ديگر بر نمی آورند چه بهتر که آنها را بطاق نسيان اندازيم و به خاموشکده عقائد و تعاليم منسوخه در افکنيم . در جهان متغيّری که تابع قوانين مسلّم کون و فساد است چرا آن مرامها را بايد از خرابی و زوال
ص ١٢
که ناگزير جميع مؤسّسات انسانی را فرا ميگيرد معاف و مستثنی دانست ؟ و انگهی معيارهای حقوقی و عقائدو قواعد سياسی و اقتصادی فقط برای آن بوجود آمده
که منافع عموم بشر را محفوظ دارد نه آنکه بخاطرحفظ اصالت يک قانون يا يک عقيده، بشر قربانی شود.»…..چون به اهمّيّت عظيم مبارزه ای که حال در مقابل جميع جهان قرار دارد بينديشيم با کمال خضوع سرتعظيم به پيشگاه خالق متعال فرود می آوريم که با محبّت نامحدودش جميع بشر را از يک سلاله خلق فرمود و جوهر ثمين حقيقت انسانی را بر او عرضه داشت و بشرف هوش و دانائی و بزرگی و هستی جاودانی سر افرازش فرمود و «انسان رااز بين امم و خلايق برای معرفت و محبّت خود که علّت غائی و سبب خلقت کائنات بود اختيار نمود .»ما به يقين مبين معتقديم که انسان » از برای اصلاح عالم خلق شده» و» شئونات درنده های ارض لايق انسان نبوده و نيست» و کمالات و فضائلی که لايق مقام شامخ انسان است امانت و بردباری، رحمت ، شفقت و مهربانی بتمام بشر است . معتقديم که «مقام و رتبه و شأن هرانسانی بايد در اين يوم موعود ظاهر شود «. اين است قوای محرّکهء ايمان راسخ ما باين که وحدت و صلح و سلام مقصدی ممکن الحصول است که نوع انسان بسوی آن روان است .در اين هنگام که اين رساله در شرف تحرير است ندای مشتاق بهائيان را ميتوان شنيد که با وجود ستمها و مظالمی که حال در موطن آئين خويش می بينند بی پروابارتفاع آن ندا پرداخته اند و با اعمال خويش و آمال راسخ و ثابت خود شهادت ميدهند که صلح مطلوب که رؤيای بشر در طيّ اعصار و قرون بوده ، حال بر اثر نفوذ کلام خلّاق حضرت بهاءاللّه که مؤيّد به قوّه الهی است تحقّقش قطعی است . لهذا آنچه ما می گوئيم عرضه رويائی در قالب الفاظ نيست بلکه گفتار ما از کردار و ايمان و جانبازی مدد گرفته است.
ص ٣٠
ما در اين رساله تمنّای همکيشان خويش را درسراسر دنيا برای حصول صلح و وحدت بگوش عالميان ميرسانيم و به همه مظلومانی که قربانی تعدّی وتجاوزند، به همهء آنان که در آرزوی خاتمهء دشمنی ونزاعند ، به نفوسی که تعلّقاتشان باصول صلح و نظم جهانی سبب ترويج مقاصد جليلی است که خداوند مهربان ما را برای آن خلق فرموده ، می پيونديم و با همه آنان همگام و همعنانيم و برای آنکه شدّت شوق واميد و غايت اطمينان خود را از اعماق دل و جان بگوش جهانيان برسانيم اين وعده مبارک حضرت بهاءاللّه را نقل ميکنيم که ميفرمايد:»اين نزاعهای بيهوده و جنگهای مهلک از ميان بر خيزد و صلح اکبر تحقّق يابد .»
اکتبر ١٩٨٥

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close