مطلبی کوتاه در مورد بازداشت بهائیان و تحمیل وثیقه های سنگین بر خانواده های ایشان جهت آزادی موقت عزیزانشان

با کمال ادب، به عنوان عضوی از جامعه ستمدیده بهاییان ایران، مایلم از شما مسئولین قضایی محترم سوال نمایم که چطور می توانید راضی شوید هر روز در گوشه ای از این مرز و بوم، یکتا پرستان و نوع دوستان بی گناهی را به صرف اعتقاد به دیانت بهایی، که تنها مقصدشان ایجاد صلح و آشتی بین جمیع ملل و طوایف، از طریق محبت و رفع تعصبات است؛ و طی سالیان دراز صداقت، پاکی و علو مقصدشان به هموطنان بلکه همنوعانشان در سراسر دنیا ثابت گردیده، به جرایم بی اساس دستگیر نمایید؛ و پس از چندی اذیت و آزار به بازداشت شدگان و خانواده هایشان؛ آنان را وادار به پرداخت وثیقه های سنگین در قبال آزادی موقت کنید؛ آن هم در زمانه ای چنین دشوار که مردم، علی الخصوص تعداد کثیری از خانواده های بهائی در سراسر ایران، که به واسطه ممانعت ها و محدودیت های ایجاد شده در فعالیت های اقتصادیشان، تحت فشار های مالی به مراتب سخت تر از دیگر هموطنانشان قرار دارند؟؟؟
آیا بذرهای محبت الهی را که پروردگار به صرف فضل در قلوب جمیع بندگانش کاشته، با کدامین آتش کین محو و نابود نموده اید، که از دیدن آزار این فئه مظلوم قلبتان به درد نمی آید؟ چرا پرده های ضخیم تعصب و نفرت را که مانع تابش خورشید محبت ذاتیتان است کنار نمی زنید؟ چرا تلاش می کنید با القاء این باور اشتباه به خود و دیگران، که بهاییان مستحق عذابند، خود را قانع، و ظلمتان در حق ایشان را توجیه نمایید؛ و در میان امثال و اقران، هتک حرمت و تضییع حقوق انسانی ایشان را صواب، و خود را ظفرمند و موجه جلوه دهید؟؟؟
اگر هم به هر دلیلی می پندارید که این نحوه برخورد با بهاییان خداپسندانه، شرعی، و انسانی است- که به نص صریح قرآن کریم، چنین نیست؛ چرا در پاسخ به انتقادهای جهانیان، منکر مظالم آشکار وارده در حق ایشان می شوید، و می فرمایید در ملک ایران، هیچ بهایی را به صرف اعتقادش زندانی نمی کنید؛ هیچ بهایی را به دلیل بهایی بودن از حق تحصیل و کار محروم نمی نمایید؟؟؟
مسئولین محترم، شما نیک می دانید که بسیاری از هموطنان شریفمان در تمام عمر خود حتی خواب ۱۰۰ میلیون تومان را هم ندیده و نمی بینند؛ پس چگونه وجدانتان رضایت می دهد مبالغی چنین سنگین، و در مواردی حتی چند برابر آن از شهروندان بهایی در قبال آزادی موقت عزیزانشان مطالبه نمایید؛ و انتظار آن داشته باشید که از شما، پس از سلب آرامش از ایشان و خانواده هایشان، و پس از دریافت وجوهی هنگفت اجازه داده اید عزیزان بی گناهشان را بعد از مدت ها و تا زمان دادگاهی که موعدش نیز مشخص نیست، تشکر نمایند، و حکمتان را عادلانه قلمداد نمایند؟؟؟
آیا با مشاهده این نوع رفتار می توان تصور نمود هدفی جز مستاصل نمودن بهاییان ایران، و مجبور کردن ایشان به ترک وطن مالوف و عزیزشان دارید؟؟؟ بهاییانی که به عشق خدمت به آبادی و عمران این سرزمین مقدس، طی سالیان دراز، خاصه در ۳۷ سال اخیر، به گواه تاریخ و به شهادت هم میهنانشان هر صدمه ای از قتل و غارت، زندان و اسارت، و هر محرومیت تحصیلی و شغلی را به جان خریدند؛ اما ضمن استقامت بر ایمانشان، هرگز نه سخن درشتی بر زبان راندند، و نه در صدد انتقام برآمدند؛ بلکه به فرموده مولایشان، جفا را با وفا، زخم را با مرحم، و خشم را با محبت پاسخ دادند.
مسئولین محترم، قلوب بهاییان به واسطه تعالیم روحانیشان چنان سرشار از عشق و محبت نسبت به همنوع است که حتی در برابر سخت ترین تازیانه های خشم و بی مهری شما، کم ترین کینه ای به دل راه نداده و نمی دهند. این است معجزه عشق الهی و اعتقاد صمیمی به اخوت بشری در قلوب بهاییان. حضرت بهاالله ما را امر به دعا در حق علما و امرا؛ اطاعت از حکومت وقت در امور اداری و مدنی(تا حدی که منافاتی با اصول اعتقادی و روحانی دیانت بهایی نداشته باشد)؛ و صداقت و وفاداری نسبت به دولت کشورمان فرموده است؛ و به گواه تاریخ ما چنین نموده ایم: بیشترین لطمات بر جامعه بهایی وارد شد، و هرگز ادنی فتنه ای علیه مصالح ملک، ملت، و دولت از ایشان مشاهده نشد. شاید باور این امر برای شما سخت باشد؛ اما حقیقت این است که ما بهائیان بیگانه و بیگانگی نمی بینیم؛ ما هیچ کس را دشمن و بدخواه نمی دانیم؛ بلکه همه را دوست، خیرخواه و خواهران و برادران روحانی یکدیگر می دانیم؛ دیوار جدایی نمی کشیم، همه را بندگان خداوند یکتا می دانیم، با هر نژاد، ملیت، رنگ، و آیین؛ منتهی قائلیم به این که برخی این حقیقت را با تمام وجود درک می کنند، و بعضی دیگر نه؛ و باید به هم کمک نماییم تا این حقیقت را دریابیم و در وجودمان نهادینه کنیم. ما معتقدیم همه اعضای یک خانواده بزرگیم، خانواده بشری، و مانند هر خانواده، سوء تفاهمات را نه با خشونت، بلکه با روح الفت و مودت باید رفع نماییم؛ و با همفکری و همیاری در رشد اخلاقی و روحانی یک دیگر کوشش نماییم…
پس، بیایید این گونه یکدیگر را بنگریم و چون اعضای یک خانواده با هم تعامل نماییم: با محبت، انصاف، و بزرگ منشی. اکنون چنین باشیم؛ شاید فرصتی دیگر نباشد، و یا شاید وجدانمان خفته تر از آن گردد که بتوان دوباره بیدارش نمود.
نويسنده : فلور نوزدهی

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close