ميلاد داوردان به شش سال و فوژان رشيدى به چهار سال زندان محکوم شدند آخر به چه جرمی؟

دو هزار و صد و نود روز! حتى فكر كردن به آن نفسگير است! از جشن عروسى پسر خاله ام ميلاد با فوژان تنها يك ماه و نيم گذشته بود كه هردويشان دستگير شدند. از اينكه نتوانسته بودم در جشنشان حضور داشته باشم از صميم جانم حسرت ميخوردم و بارها هم پيام عذرخواهى فرستادم. امروز خبر رسيد كه ميلاد به شش سال، و فوژان به چهار سال حبس تعزيرى محكوم شده است. آخر به چه جرمى؟ شش سال حبس يعنى دو هزار و صد و نود روز! يك لحظه فكرش را بكنيد. چند روز ميشود كه به جاى چاى، يك گياه كوهى ديگر به نام «پشموك» كه ميان ما لُرهاى اهل بويراحمد شايع است دم ميكنم و مينوشم. چند روز پيش صبح كه از خواب بيدار شدم از همين گياه دم كردم و چندين استكان نوشيدم. بين راه كه سمت دانشگاه ميرفتم گوش سپرده بودم به آهنگ رويا با صداى شكيلا. در دانشگاه هم با يكى از استادها چندين ساعت مشغول صحبت بوديم، و بعدش هم با دانشجوها در فضاى باز نشستيم و مفصل از داغترين مطالب اين ترم گذشته بحثى كرديم. طرف شب هم با يكى از عزيزترين هاى فاميل كه خيلى وقت بود با او يك گپ و گفت درست و حسابى نداشتم ديدار كرديم و تا پاسى از شب گذشته از همه جا و همه سو مفصل گفتيم و شنيديم. امروز وقتى خبر اين حُكم به گوشم رسيد به اين فكر افتادم كه در تمام مدت شش سال حبس، يعنى دو هزار و صد و نود روز، ميلاد از همه ى اين لذتها كه من برشمردم محروم خواهد بود. او ديگر نخواهد توانست مثل من صبح از خواب برخيزد و يك استكان دم كرده ى پشموك بنوشد، ديگر نخواهد توانست سوار ماشين گشتى بزند و به صداى شكيلا در جاده گوش بسپارد، ديگر نخواهد توانست با يكى از عزيزان كه دلش برايش تنگ شده تا نيمه شب بنشيند و از هر درى سخنی بگويد. صبح و ظهر و شام، و صبح و ظهر و شام، و صبح و ظهر و شام يك منظره، يك صحنه، يك تجربه …. براى دو هزار و صد و نود روز. تنها چيزى كه داخل زندان يا بيرون از زندان براى ميلاد تفاوت نميداشت يكى از لذتهايى بود كه نوشتم همين چند روز پيش از آن حظى برده بودم: دانشگاه رفتن و با دانشجوها گفتگو و بحث آزاد داشتن؛ ميلاد اگر بيرون از زندان هم ميبود باز از اين لذت سهمى نميتوانست داشته باشد. بهايى بودن در خاك سراسر پاك ايرانِ عزيزمان مساوى است با محروميّت از تحصيلات عاليه و حضور در دانشگاه. در اين يك مورد داخل زندان و بيرون از زندان هيچ فرقى نميداشت …
«شش سال» براى قاضى فقط دو كلمه است. در مجموع پنج حرف. امّا براى ميلاد، اين دو كلمه يعنى دو هزار و صد و نود روز محروميّت از شيرينترين لذتهايى كه هيچگاه شايسته ى او محروم ماندن از آن شيرينى ها نبود …
با دلى پُر از اندوه و تلخى- سهيل كمالى

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close