الله ابهی گفتن در دیانت بهائی

در کتاب مستطاب بیان، » الله اکبر » و » الله ابهی » و » الله اعظم » و «الله اجمل » بود و در ایّام اشراق مالک ایّام و انام حصر به » الله ابهی » شد، حُبّا لهذا الاسم المبارک المهیمن علی العالمین و از حق منیع هم تصدیق و امضای فعلی ظاهر شد … تحیّت بیان » الله اکبر » برای رجال و جوابش » الله اعظم » بود و برای ورقات «الله ابهی» و جوابش » الله اجمل» بود و در ایّام مبارک برای رجال و نساءالله ک ل منحصر به «الله ابهی» شد. برخی از احبّاء گفتند که تحیّت… را در یوم اشراق عبودیت مرکزمیثاق الله حضرت عبدالبهاء،»الله اعظم» قرار میدهیم. ولی غرض و نفسانیت بعضی سبب و علّت اختلاف شد … اختلاف «الله اعظم» و «الله ابهی» در بین ثابتین به ردّ و تبرّی و بیزاری یکدیگر منجر شد … جمال ناقض ناعق شد و این اختلاف و شقاق و نفاق را او به واسطۀ شخص بی غرض و مرضی روشن نمود و به ساحت اقدس طرفین شکایت نمودند و علّت حزن و کدورت مبارک گردید بر حسب ظاهر و حضرت فاضل فروغی روحی فداه مشرّف بود . امرش فرمودند برود طهران و حکم «الله ابهی» را جاری کند و احباب را در این ذکر مبارک اعظم متّفق نماید . حضرتش به قزوین رسید و قصد و عزمش به طهران رسید. از طهران به قزوین خبر دادند که حضرتش به طهران نرود و احباب طهران ملاقاتشان را نمیخواهند. از قزوین به ساحت اقدس به حضور مبارک … به عرض رسانیدند. در جواب تلغرافیا به ایادی امریّه در طهران امر فرمودند، «حضرت فروغی را احترام و محبّت نمایند و احباب را متّحد و متّفق نمایند.» و حضرتش وارد طهران شد و اختلاف و کدورت به مراتب زیادتر شد به شأنی که جمیع ایادی و ایشان، روحی فداهم، عجز خود را از برداشتن اختلاف و بیم فساد بزرگی به ساحت اقدس عرض نمودند و ملتمس چاره و تبدیل این مرض مُسریِ مهلک به صحّت و حُسن عاقبت شدند. لوح مبارک منیعی نازل شد و به کمال شفقت و عطوفت تحیّت را به «الله ابهی» حصر فرمودند . حضرت ادیب روحی فداه مرقوم فرموده بودند: چون لوح مبارک وارد شد، عموم احباب را خبر نمودیم که پاکتی از ساحت اقدس رسیده است و امر شده است در محضر عموم فدائیان مرکز میثاق الله و جمهور جان فشانان مرجع امرالله باز و قرائت شود و همین قسم هم امر شده بود که احدی مضمون بیان مبارک را نمیدانست. و چون گشودند و تلاوت شد، جمیع احباب روحی فداهم بدون اظهار احدی برخاستند و یکدیگر را در نهایت محبّت و ملاطفت بوسیدند به شأنی که دو صدا شنیده میشد: یکی صدای بوسابوس احباب و یکی شکستن کمر اهالی ادیانی که دینشان صِرف تقلید و وهم و تعصّب است . از آن ساعت «الله ابهی» مسلّم و جاری و روح و نور و فرح و حبور اهل بهاء شد.
بهجت الصّدور، ص ۳۶۵

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close