امپراطور آشوکا، جنایتکاری تمام عیار که به یکی از نیکوکارترین انسان های تاریخ تبدیل شد!

BE4CB0D2-9566-44DB-ABBB-7570F51BBFF4هموطنان عزیز ما، همیشه به کورش افتخار می کنند، و صد البته که رفتار انسان دوستانه کورش، شایسته احترام نیز هست. اما واقعیت این است که افرادی چون کوروش، در تاریخ بشر، کم نیستند!
آشوکا که در 2300 سال پیش می زیسته، امپراطور بزرگ هند بود، امپراطوری که بر کل شبه قاره هند به مدت و سی و سه سال، فرمانروایی می کرده است. امپراطوری او از غرب به کوه های هندوکش افغانستان و از شرق به بنگلادش می رسیده است. در تاریخ هندوستان، او را «امپراطور امپراطوران» می دانند..!
داستان جنایات او بسیار است، گفته می شود او پانصد زن در کاخ خود داشته است، و چون یکی از زنها به او بی احترامی کرده بود، دستور داده بود هر پانصد نفر را بکشند! یا جایی را به منظور شکنجه، به نام جهنم درست کرده بوده است…!
او پادشاهی بود که با دیدن خونریزی فراوان، در لحظه ای دچار تغییر شد!
در یکی از جنگ ها که به جنگ کالینگا معروف است، او به کشور دیگری حمله کرده بود، در اثر این حمله، دویست و پنجاه هزار انسان کشته شدند و او که شاهد این خونریزی بود، به لحظه ای دچار تحول شد، به تفکر بوداییسم علاقه مند شد و به یکی از صلح طلب ترین انسان های دنیا تبدیل شد، او تمامی زندگی خود را صرف گسترش افکاری چون «عدم خشونت»، «انسان دوستی»، «عشق»، «حقیقت» و «رواداری» و «گیاه خواری» پرداخت!
بعد از پیروزی در جنگ، او به بازدید مناطق مختلف شهر پرداخت، در آن جنگ بیش از دویست و پنجاه هزار انسان کشته شده بودند و جنازه های بسیار، بر روی زمین بود. او با دیدن جنازه ها و خانه های تخریب شده، سخت منقلب شد، بسیار گریست و آن سخنان معروف خود را به زبان راند، سخنانی که تاریخ ساز شد:
«این چه کاری بود که من کردم؟ اگر این پیروزی است، شکست چیست؟ این پیروزی است یا شکست است؟ این عدالت است بی داد؟ آیا کشتن کودکان و زنان، پیروزی است؟…»
اینگونه بود که او با آغوش باز و به اختیار، تفکرات بودایسم را پذیرفت و آنرا دین رسمی کشور اعلام کرد. در دو هزار و سیصد سال قبل، درست در زمانی که در اورپا و پرشیا، ما شاهد اوج خشونت و خونریزی نوع بشر بودیم، این مرد بزرگ سیاست «عدم خشونت» را سیاست رسمی اعلام می کند، حتی کشتن بدون دلیل حیوانات یا آزار آنها را نیز ممنوع اعلام می کند!
همه انسان ها را بنا به قانون شاهی، محافظت شده از آزار و کشتار اعلام کرد، بیمارستان های متعدد ساختند، درختان بسیار برای مصرف عمومی کاشته شدند. بنا به دستور او، شکار را تنها برای مصرف غذا مجاز اعلام کرد، اما همزمان نیز به اشاعه تفکر گیاه خواری می پرداخت! برای اولین بار در طول تاریخ، بیمارستان حیوانات به وجود آمد.
حتی زندانیان نیز بنا به دستور او، شامل رفتار انسانی می شدند، اجازه مرخصی رفتن می یافتند. در دوران این مردم بزرگ، همه انسان هایی که در کشور زندگی می کردند، فارغ از نژاد و رنگ و دین، به صورت برابر، از حقوق انسانی مشخصی برخوردار می شدند.
شاید اوج شخصیت والایی این مرد بزرگ، در این جمله مشخص شود:
«همه انسان ها فرزندان من هستند، من مانند پدر برای آنها هستم، همانطوری که هر پدری، بهترینها و شادکامی را برای کودکانش طلب می کند، من نیز خواستار شادکامی برای تمامی مردم هستم…»
شاید در طول تاریخ بشریت، هیچ کسی را نتوان یافت که به اندازه او، به گسترش تفکراتی چون عدم خشونت کمک کرده باشد

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close