بمناسبت شهادت مؤلمۀ حضرت ربّ اعلی

حضرت باب الله الاعظم شارع آیین بابی و مبشّر عظیم الشأن حضرت بهاءالله در لیلۀ اظهار امر حضرتشان آمادگی خود را جهت فدا شدن در سبیل امر بیهمتای حضرت بهاءالله اعلام فرموده و در قیّوم الاسماء که در تفسیر سورۀ یوسف قرآن میفرمایند:
« ….یا بقیة الله (بهاءالله) قَد فدیت بکلّی لَک و رَضیت السّب فی سبیلک و ما تمنّیت الّا القتل فی محبّتک و کفی بالله العّلی معتصماً قدیما.»
مهمترین و مؤثرترین محامدی که ازیًراعۀ حضرت بهاءالله در ذکر محبوب خویش حضرت اعلی و در ضمن آن بلایا و رزایای وارده بر خود در شهر بغداد اشاره فرموده اند این بیان موجز و بلیغ است که مَسک الختام آن کتاب مستطاب میباشد:
« و این عبد در کمال رضا جان بر کف حاضرم که شاید از عنایات الهی و فضل سبحانی این حرف مذکورِ مشهود[حضرت بهاءالله] در سبیل نقطه و کلمۀ علیا[حضرت باب] فدا شود و جان در بازد و اگر این خیال نبود فَو الّذی نَطق الُرّوح بامره انی در این بَلَد توقّف نمینمودم»
حضرت بهاءالله در تأئید مقام حضرت باب نسبت به انبیای قبل در مستطاب ایقان حدیث معتبر از امام جعفر صادق را تقل میفرمایند:
« العلم سبعة و عشرون حرفاً فجمیع ما جائت به الّرسل حرفان و لَم یعرف الّناس حتّی الیوم غیر الحرفین فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرین حرفاً.»
ترجمه به مضمون: عِلم بیست و هفت حرف میباشد و از جانب انبیای قبل فقط دو حرف ظاهر گشته در زمان ظهور قائم بیست و پنج حرف یکجا ظاهر خواهد شد.
اَولی اإفئده و القلوب و الابصار ناظر میباشند که از یوم ظهور حضرت باب چه اختراعات و کتشافاتی عجیبه و غریبه ظاهر و باهر گردیده و همچنان ادامه دارد.

حضرت بهاءالله در لوح مبارک سلمان ملقّب به پیک رحمان و حرف سین میفرمایند:
«اگرعوالم الهی منحصر به این عالَم بود هرگز ظهور قَبلم[حضرت باب] خود را بدست اعداء نمیگذاشت و جان فدا نمینمود. قَسم بآفتاب فجر امر که اگر ناس به رَشحی از شوق و اشتیاق جمال مختار در حینی که آن هیکل صمدانی را در هوا آویختند مطّلع شوند جمیع از شوق جان در سبیل این امر عزّ ربّانی دهند.»

بنای مقام اعلی در کوه کرمل و انتقال عرش حضرت نقطۀ اُولی

از جمله اقدامات مهمّه و تأسیسات منیعه ای که حضرت عبد البهاء در بحبوحۀ هجوم بلایا و مصائب و همهمه و دمدمۀ اهل نقض و فتور تصدّی فرمودند و نمونه ای از قدرت غالبه و مهیمنۀ الهیّه را بمنصۀ ظهور و بروز رسانیدند ساختمان مقام اعلی در جَبل کرمل و انتقال عرش مطهّر حضرت اعلی از ایران به حیفا میباشد.
محلّی که در قلب جبل کرمل برای استقرار عرش مبارک اختیار شد محوطه ای بود که در اواخر حیات حضرت بهاءاللّه در حیفا در موقعیکه در جبل کرمل در قُرب همان محل جلوس فرموده بودند و حضرت عبدالبهاء در حضور مبارک مشرّف بودند تعیین فرموده و خرید آن قطعه اراضی را به آنحضرت توصیه و سفارش فرمودند.
حضرت عبدالبهاء جانشین و مبیّن عظیم الشأن آنین بهائی نیز پس از صعود مبارک قطعه زمین مزبور را با وجود زحمات و مشکلاتی که از طرف ناقضین و منتسبین فراهم میگردد از صاحب زمین بنام الیاس مدوّر داماد جَبران سعد با قیمت معتدلی خریداری و شروع به بنا فرمودند اوّلین سنگ بنا بدست مبارک و کمک ابراهیم خیراللّه که پس از استقرار امراللّه در آمریکا برای تشرّف به عکّا آمده بود در سال 1899 نصب گردید و نقشه ای که برای این بنا در نظر گرفته شده بود آن بود که نه اطاق در جوار یکد یگر ساخته شود ولی شش اطاق در ایّام مبارک اتمام یافت و سه اطاق دیگر پس از صعود آن حضرت به تصدّی جناب حاجی محمود قصّابچی و تصویب حضرت ولیّ امراللّه انجام پذیرفت و مدّتی محفظۀ آثار امری بود.
واقعۀ انتقال عرش مطهّر حضرت اعلی پس از واقعۀ جانگداز شهادت کبری در میدان تبریز قسمت مهمّی از امر مبارک بهائی را تشکیل میدهد که در کتب تاریخیّه و مخصوصاً کتاب گاد پاسز بای ( قرن بدیع ) بقلم توانای مولای محبوب حضرت ولّی امراللّه مرقوم گشته و خلاصۀ آن از اینقرار است که:

جسد مطهّر حضرت باب با جسد جناب میرزا محمّد علی زنوزی ملقّب به انیس در شلیک بار ثانی که بوسیلۀ سربازان فوج خمسه بریاست آقا جان بیک خمسه ای بعمل آمد چنان ممزوج و مختلط شده بود که جدا کردن آنها میسّر نبود.
حضرت بهاءاللّه جلّ اسمه الاعلی در لوح مبارک باین قضیّه شهادت داده و چنین میفرمایند:
« اِنّا نَذکرُ فی هذا المقام محمّدً اقبل عَلی الذی اِمتزج لَحمُهُ بِلَحم مَولیهُ و دَمهُ بِدمه و جسد بجسد و عَظمُهُ بِعظم ربّهِ العزیز الوهّاب … »

لذا پس از وقوع شهادت در سرباز خانۀ شهر تبریز، اجساد مشبّک شدۀ آن دو مظلوم را که برزمین افنکده شده و حکم یک هیکل پیدا کرده بود عصر همان روز مأمورین از میدان سربازخانه به کنار خندق کشیده و عدّه ای سرباز برای محافظت گماشتند. حاجی سلیمان خان تبریزی فرزند یحیی خان که بقصد استخلاص آنحضرت از طهران حرکت کرده بود عصر روز دوّم شهادت وارد تبریز شد و چون از حادثۀ شهادت مطّلع گشت با نهایت تأثر مصمّم گردید که اجساد مطهّره را از آن محل بدر برد لذا با راهنمائی و کمک و مساعدت حاجی میرزا مهدی کلانتر شهر تبریز و دستیاری الهیاری نام و رفقایش در نیمه شب از روز دوّم شهادت به کنار خندق رفته و آن دو جسد را در عبا پیچیده آوردند و قراولان که بمحافظت گماشته شده بودند جرأت جلوگیری و تعرّض ننموده و آن امانت را ابتدا بکارخانۀ حریر بافی یکی از بابیان میلانی موسوم به حسین برده و دو روز بعد در صندوق چوبی گذاشته به محل امنی منتقل نمودند و حاجی سلیمان خان تفصیل را حضور حضرت بهاءاللّه معروض داشت و طبق تعلیمات آن حضرت آن امانت الهی به طهران انتقال داده شد و موقعی صندوق به طهران رسید که حضرت بهاءاللّه بر حسب اشارۀ میرزا تقی خان امبیر کبیر به عتبات تشریف برده بودند لذا جناب میرزا موسی کلیم و میرزا عبدالکریم قزوینی مشهور به میرزا احمد کاتب، صندوق را از حامل آن تحویل گرفته ابتدا در مقبرۀ امام زاده حسن در پناه محلّی مخفی از انظار قرار داده شد بطوریکه جز آن دو نفر احدی اطّلاع نیافت و پس از چندی از آنجا به منزل سلیمان خان در محلّ سرچشمه انتقال داده شد و از آنجا به امامزاده معصوم برده شد و تا سال 1284 هجری در محلّی از زاویۀ شمالی آن بقعه گذاشته و جلوی آن تیغه شده بود.

در این وقت که حضرت بهاءاللّه در ادرنه تشریف داشتند دستور فرمودند جناب ملّا علی اکبر شهمیرزادی ایادی امراللّه و آقا جمال بروجردی فوراً صندوق را از امامزاده معصوم به محلّ دیگری انتقال دهند آنها نیز طبق تعلیمات مبارک محل صندوق را یافته و بطرف حضرت شاه عبد العظیم بردند ولی در آنجا محلّ امنی نیافتند لذا در نزدیکی چشمه علی به مسجد ماشاءالله برخورده و آنجا را مناسب دیده صندوق را در کنار دیواری از مسجد گذاشته جلوی آنرا تیغه نمودند و به قریۀ نزدیکیِ آنجا قوچ حصار رفتند. در هنگام مراجعت بطهران چون برای مزید اطمینان به محلّ مزبور سرکشی نمودند دیوار را خراب و مکشوف مشاهده نمودند. با حال اضطراب چون بدرون محلّ کاوش نمودند صندوق را بر جا دیدند لذا صندوق را برداشته به شهر آوردند و به منزل میرزا حسن وزیر که یکی از مؤمنین و داماد حاجی میرزا سیّد علی تفرشی ملقّب به مجد الاشراف بود برده مستقر ساختند.

مدّت پانزده ماه عرش مطهّر در آن خانه مستور از انظار محفوظ ماند ولی تدریجاً احبّا پی برده و به قصد زیارت رفت و آمد مینمودند و جناب ملّا علی اکبر شرح ما وقع را بحضور مبارک حضرت بهاءاللّه عرض نمود و کسب تکلیف کرد. لذا آن حضرت حاج شاه محمّد منشادی ملقّب به امین البیان را مأمور محافظت آن صندوق فرمودند. ایشان به طهران آمد و صندوق را تحویل گرفته و به کمک یکی از دوستان محرمانه در حرم امامزاده زید زیر ضریح پنهان ساخت تا در سال 1301 هجری مطابق با 1885 میلادی میرزا اسدالله اصفهانی مأموریّت یافت که آن صندوق را از آن محلّ در آورده و به محلّ دیگر انتقال دهد او نیز با تدابیری جهت انتقال از امامزاده زید اقدام نموده ابتدا صندوق را بخانۀ خود واقع در سر قبر آقا انتقال داد و سپس به چند محلّ دیگر مانند منزل میرزا حسینعلی نور اصفهانی و خانۀ آقا محمّد کریم عطّار نقل مکان داده شد تا آنکه در سال 1316 طبق دستور مبارک حضرت عبدالبهاء میرزا اسدالله مأموریّت یافت که صندوق حامل عرش مبارک حضرت اعلی را به حیفا حمل نماید. میرزا اسدالله طبق تعلیمات مبارک صندوق محتوی امانت الهی را از راه قم – اصفهان – نجف آباد – خوانسار – کرمانشاه – بغداد – دمشق – با زحمات زیاد که فقط ارادۀ مقتدرۀ الهیّه رفع مشکلات و موانع را مینمود وارد بیروت نمود و بر حسب دستور مبارک از آنجا بوسیلۀ کشتی به حیفا حمل گشت و در تاریخ 19 ماه رمضان 1316 مطابق با 31 جانوری سال 1899 میلادی به ارض اقدس وارد گردید. در این تاریخ درست پنجاه سال کامل قمری از شهادت آنحضرت میگذشت.

ورود صندوق عرش مبارک به ارض اقدس موجب کمال سرور و ابتهاج حضرت عبدالبهاء گردید. ابتدا در حجره ای از حجرات بیت مبارک مستوراً عن الابصار نگاهداری شد و سپس چندی در محلّی از جبل کرمل محفوظ ماند تا پس از ده سال که کاملاً تحت مراقبت آنحضرت حفاظت میشد مقام مقدّس اعلی جهت استقرار عرش مطهّر ساخته و آماده گردید.
از طرف دیگر به جناب آقا سیّد مهدی ساکن رنگون هندوستان امر فرمودند که یک صندوق از سنگ مرمر و صندوق دیگری از چوب صندل و آبنوس تهیّه و صندوق مرمر را بقطعات
{ یا بهی الابهی } و { یاعلی الاعلی } بخطّ نویسنده و خطّاط شهیر بهائی مشگین قلم تزئین نموده به حیفا ارسال دارند.
در این مورد یکی از الواح مبارک حضرت عبدالبهاء خطاب به جناب آقا میرزا آقا افنان که به مناسبت ورود صندوق عرش مطهّر به ارض اقدس شرفصدور یافته و حکایت از نهایت سرور و حبور آن وجود مبارک مینماید زیب مقال میگردد.

«پورت سعید
حضرت افنان سدرۀ مبارکۀ جناب آقا میرزا آقا علیه بهاءالله الابهی
البشاره
هوالابهی
ای فرع جلیل سدرۀ مقدّسۀ مبارکه

جمال قِدم و اسم اعظم روحی لاحبائه الفداء در وقتیکه در حیفا تشریف داشتند موقعی را در جبل کرمل به کرّات و مرّات تعریف فرمودند که آن محلّ بسیار با صفا و لطافت و نضارت و نظارت است و امر فرمودند که آن محلّ را به هر قِسم است بگیرند بسیار بسیار میل مبارک بگرفتن آن محلّ بود. چهار سال پیش بهر وسیله بود آن محلّ گرفته شد و جزئی ترتیبی داده شد و مهیّا گشت پس سفارش مخصوص به رنگون برمه[میانمار] داده شد و مکاتیب متعدّده مرقوم گشت و نقشۀ صندوقی از رخام [سنگ مرمر یک قطعه] آن صفحات که در جمیع جهات معروفست کشیده شد و ارسال گشت و به مشقّت زیاد یک پارچه منبّت اتمام شد و بوسائط چندی حمل به اینجا گشت و البتّه در بین راه در ورود به بعضی ازشهر ها چه شد مسموع آن جناب گشته خلاصه با صندوقی ازبهترین خَشَب [چوب] هندوستان چندی پیش وارد گشت و یکسال قبل از اینجا جناب آقا میرزا اسدالله را مخصوص فرستادیم تا آنکه با تخت روان جسد مطهّر و هیکل مقدّس و عرش عظیم روحی لترته الفداء را از ایران با کمال توقیر و خضوع و خشوع و احترام با چند نفر احباب حمل نموده وارد ارض اقدس نمودند حال در جبل کرمل مشغول به بناء مقام مقدّس هستیم و انشاءالله شما را نیز میخواهیم تا با ما در سنگ و گِل کشی در آن مقام مقدّس مبارک شریک و سهیم گردید و اقتباس فیوضات غیر متناهیه نمائی و به این شرف اعظم موفّق گردی و هذه بشارة لاتقابلها سلطنة الملک و السّموات فی الحقیقه چنان سرور و حبوری دست داده که وصف نتوانم زیرا آن عرش مقدّس بسیار مورد اهانت اهل طلم شده بود الحمدالله به عون و عنایت جمال قدم چنین اسباب فراهم آمد که در نهایت عزّت جمیع اسباب مهیّا گشت که محلّ حیرت کلّ خواهد شد. والبهاء علیک و علی افنان السدرة المقدسة هناک ع ع»

در روز عید نوروز از سال 1327 هجری مطابق 21 مارس 1909 میلادی یعنی اوّلین عیدی که حضرت عبدالبهاء پس از خروج از حبس بر پا داشته بودند با حضور جمعی از احبّای شرق و غرب صندوق محتوی عرش اطهر حضرت اعلی در مقام ابدی خود استقرار یافت و کیفیّت استقرار عرش مبارک از اینقرار است:

صبح یکشنبه حضرت عبدالبهاء با عائلۀ مبارکه و عده ای از احبّاء از عکّا بجانب حیفا عزیمت فرمودند در امتداد ساحل در نیمه راه بین عکّا و حیفا در این ایّام ینای کوچکی موجود است که از طرف حکومت برای مراقبت راه اختصاص یافته هیکل مبارک در همین نقطه وسط صحرا توقّف کرده و مختصر خوراکی صرف فرمودند و پس از یکساعت و نیم به حیفا وارد شدیم چند نفر از احبّاء میدانستند که از نُه سال قبل عرش اطهر حضرت ربّ اعلی جلّ ذکره الاعلی در نقطه ای که حظیرة القدس کوه کرمل واقع شده مخفی و محفوظ است یک هفته پیش از عید نوروز هیکل مبارک دو نفر از احبّآء را به حیفا فرستادند تا لوازم چشن عید را فراهم نمایند نُه سال قبل یکی از احبّای رنگون هندوستان صندوق بزرگی از مرمر به حیفا فرستاد که در اطراف آن اسم اعظم نگاشته شده بود آخر کار بواسطۀ هیکل مبارک مرکز عهد الهی در جبل کرمل استقرار یافت چند هفته قبل عدّه ای از رجال صندوق مرمر مزبور را به جبل کرمل بردند و هیکل مبارک وسائل لازمه را تهیّه فرموده بودند و آن صندوق با آلات و وسائل موجوده که قبلاً تهیّه شده بود در قسمت تحتانی مقام قرار گرفت. انجام این مهمّ منوط به تأئیدات متتابعه ملکوت ابهی بود. هر چند بر حسب ظاهر بوسیلۀ اشخاص صورت گرفت ولی همه حیران بودند که چگونه اینکار سخت به آسانی انجام گرفت.
قسمت تحتانی ضریح مبارک با یک چراغ روشن شده بود. هیکل مبارک مرکز میثاق منتظر بودند تا جمیع وسائل و مقدمات آماده گردید آنگاه تاج مبارک را از سر برداشتند و کفشهای مبارک را بیرون آوردند و عبا را از دوش برداشتند هر چه بخواهم وقایع جاریه را را مجسّم کنم نمیتوانم ناچارم که واقعه را ساده بیان کنم. مولای محبوب با گیسوان مشگبوی مبارکش در اطراف سر مبارکش در حرکت و قلب جهانی را با آن موی پریشان پریشان ساخته بود رخسار هیکل مبارک بسیار روشن و نورانی و نهایت عظمت و شهامت از طلعت مبارک آشکار بود با اینحالت هیکل مبارک وارد آرامگاه عرش اطهر شدند زانو زدند جسد مطهّر حضرت باب را با دست مبارک خود در صندوق مرمر قرار دادند آنگاه پیشانی خود را به کنار صندوق که هنوز سرش باز بود تکیه داده گریستند گریستند گریستند همۀ احبّاء با هیکل مبارک گریستند. آنشب ابداً خواب به چشم مولای محبوب ما نیامد.
به این ترتیب این عمل خطیر که از امور مهمّۀ قرن اوّل بهائی بشمار میرود به ارادۀ قویّۀ حضرت عبدالبهاء انجام یافت.

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close