شهیدراه حق دکتر ناصر وفائی

در ساعت هشت صبح تلفن زنگ زد. یکی از دوستان مسلمان ما بود، می خواست بداند ما از شهادت عزیزانمان مطلع هستیم؟ بی اختیار فریاد زدم یا بهاءالله بالأخره آنچه می خواستند کردند؟ واقعۀ جانخراش که مدت ها منتظرش بودیم واقع شد … برای یک لحظه ، نمی دانستم چسمان کنم؟ ولی یکباره به خاطرم آمد که هر هفت نفر شهید شده اند و وای خدای من جای شکر و سپاس است … نه ناله و فریاد … چه فضلی و چه موهبتی … پس معلوم می شود هفت عزیز ما استقامت نموده و از ایمان و عشق خود به جمال مبارک نگذشته و جان شیرین فدای اقدامش نمودند … از آن کنج زندان و از آنهمه مصیبت و خواری رهائی یافته و حالا رهسپار ایوان عز ابدی گشته اند … آن روز و بقیۀ روزها هرچه بود عشق و التهاب و انجذاب بود. به همه می گفتیم دیدید چه کردند؟ زیر بار حرف زور و ظلم نرفتند؟ دیدید چه استقامتی از خود نشان دادند؟ … در شوی خانه گلستان جاوید موفق به زیارت همسرم گردیدم، بی اختیار گفتم مثل گل می ماند. آقای فرید نعیمی که ایشان را شسته بود گفت بله به خدا … همین حرف را من همین الآن گفتم. در حالی که به چهرۀ پاک و معصومش می نگریستم زمزمه کردم … متشکرم عزیزم … متشکرم.
فردای روز شهادت در خارج از منزل ما صف بلندی تا سر خیابان از جمعیت بسته شده بود. جلسه به خاطر هفت شهید دلاور منعقد بود. مردم دسته دسته وارد می شدند و خارج می گردیدند. در بین این افراد بیماران و دوستان دکتر وفائی می گفتند: «ما می دانیم شما چه کسی را از دست داده اید، خدا به فریادتان برسد» و از این ظلم و ستم اظهار شرمساری می نمودند. به خاطر همین خدمات در مدت بیست سال حرفۀ مقدس پزشگی مورد اعتماد و احترام طبقات مختلف مردم بودند. بی دلیل نبود که حاکم شرع در مصاحبۀ تلویزیونی خود برای خاموش کردن اعتراضات مردم گفت: «چرا اینهمه می گوئید چرا دکتر وفائی را کشتید؟ چرا دکتر ها را کشتید؟ چرا هفت بهائی را کشتید؟ آنها جاسوس بودند … اگر دکتر وفائی به مردم و پیرزن ها خدمت می کرد مقصدش تبلیغ بود چرا اینقدر نامه می نویسید و تلفن می کنید؟».
دکتر ناصر وفائی در دهم آبان ماه 1310 در شهر همدان متولد گردیدند. در سال 1338 از دانشکده پزشگی طهران موفق به اخذ دانشنامه پزشگی با نمرات عالی گردیدند. از کودکی در کسب علم و معارف بهائی بین عموم ممتاز بودند. در سال 1339 به سمت طبیب آموزشگاه ها وارد همدان گردیدند. از طرف محفل روحانی مأمور سر و سامان بخشیدن به اوضاع جوانان شدند. در بیست و دوم خرداد ماه 1340 سعادت ازدواج با ایشان نصیب بنده «ژاله مدیری» شد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های مهنا و زیبا هستند که هر دو به خدمات موفقند. دکتر وفائی سال ها در لجنه های مختلف خدمت می کردند و در محفل روحانی همدان ، اکثراً به عنوان رئیس محفل انتخاب می گردیدند. شهید مجید خانم ژینوس محمودی که در زمستان 1357 به عنوان معاون به همدان می آمدند و در جلسات محفل شرکت می کردند به من فرمودند: «ژاله ! هیچ می دانی دکتر وفائی چقدر مؤمن هستند؟ بدون تظاهر و تعصب و مسلط به اعصاب کار خود را انجام می دهند». دکتر وفائی پدری مهربان و همسری دقیق و صمیمی و فداکار، فرزندی دلسوز و مسئول و برادری غمخوار و دستگیر و دوستی صمیمی و قدرشناس بودند. در سال قبل از انقلاب تصمیم به ترک ایران و اقامت در آمریکا داشتیم، سفری به آمریکا نمودیم و ترتیب کارهای مقدماتی را دادیم، ویزای آمریکا را بدست آوردیم ولی با زیارت پیام منیع و مهیج بیت العدل اعظم در سال 1357 از سفر به آمریکا منصرف شدیم. فرموده بودند: «سنگر امرالله را حفظ و حمایت نمائیم و از دادن قربانی نهراسیم» . از برای نجات ستمدیدگان و احبای مظلوم به همراهی سایر اعضای محفل با آیت الله های وقت ملاقات می نمود و با صمیمیت و دادن جزوات به آنها سعی در روشن نمودن اذهان داشت. در روز هیجدهم مرداد مصادف با نوزدهمین سالگرد ازدواج برای آخرین بار مسجون گردید. در صفحۀ تقویم بغلی خونین ایشان که بعد از شهادت یافتیم در زیر روز بیست و سوم خرداد ماه 1360 (سیزدهم جون 1981چنین نوشته بودند: ما را آوردند برای اعدام به بچه ها گفتم جاودانه شدیم و می ارزد» .
تلخیص و اقتباس از نامۀ سرکار خانم ژاله وفائی (مدیری) همسر شهید …

 

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close