طاهره تنها نبود

طاهره همچون دگر زنها نبود
طاهره یک اسم ، یک رویا نبود
او خدا را دید از عمق وجود
او اسیر پردۀ شبها نبود

در تن و روح و روانش
در وجودش
عشق یزدان خفته بود
او کلامش پاک و زیبا
از مقام بانوان در اسارت گفته بود

طاهره تنها نبود
او خدا را داشت بی ستر و حجاب
فارغ از بند و نقاب
تا کُند بیدار خلقی را ز خواب
جان پاکش در عذاب

از دل و جان نعره ای مستانه زد
طاهره ، آن قرّه العین زمان
در کتاب پاکی و دلدادگی
شد به عالم نام پاکش جاودان

پرده ها یک سو فتاد از روی او
پرتو امر خدا تابید بر گیسوی او
روشن از انوار حق شد چهره اش
کم غوغایی نکرد
او چه ها گفت و چه کرد

او سخن از عشق گفت
عشق یزدان ، عشق حق
او به راه روشنی شد رهسپار
با وقار و اقتدار

طاهره یک سمبُل از آزادگی
طاهره سر چشمۀ ایثار بود
ای دریغا در میان خاک ما
گوهری چون طاهره کمیاب بود

طاهره یک هدیه بود
هدیۀ پروردگار
هدیۀ آزادی زنهای پاک این دیار
نوریا اینک قلم لرزد میان دست من
وصف این گوهر نمودن
عشق هست و افتخار

مهرداد نوری

دسته‌ها Uncategorized

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند:
search previous next tag category expand menu location phone mail time cart zoom edit close